تست مرد شناسی‌
-------------


1- هدف خداوند از آفرینش مردها چی بود؟
...


1. هدف خاصی نبود

2. گل اضافی بود

3. نسخه آزمایشی بود

4. اصلا کار خدا نبود







2 - چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟



1. از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند

2. مگه ما روی زمین مرد هم داریم

3. وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد

4. حالا چه عجله ایه؟









3 - اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟



1. چیز خاصی نمی آفرید

2. پیراشکی

3. خروس دریایی

4.فضای خالی









4. اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟





1. مگه قراره اتفاقی بیافته

2. خار شتر کویر لوت که آفت نداره

3. اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد

4. یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر









5 - چه وقت مردها عاشق می شوند؟



1. چه وقت مردها عاشق نمی شوند!

2. هر وقت مامانشون بگه

3. چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند

4. یک روز از همین روزا !









6 - مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟



1. در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند

2. جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه. (قانون 4 نیوتن)

3. بستگی تام و تمام به میزان تست استرون دارد.

4. رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.









7 - مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟



1. فنر با ثابت بالا

2. پارچه استرژ

3. یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته

4. کش تیرو کمان









8 - مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟



1. هر شب

2. هر وقت که خدا بخواد

3. هر وقت تست استرون بگه

4. سیکل تایم خاصی ندارند









9 - مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟



1. اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن!

2. تمام تلاششون رو می کنن که بتونن يه کاری بکنن!

3. به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!

4. می رن کلاس آمادگی جسمانی!!









10 - وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟



1. چیزی نمی گن چون وقت عمله

2. وقت نمی کنن چیزی بگن

3. اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه

4. در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن







11 - مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟



1. با دست

2. با تور

3. با چنگول

4. با زبون









12 - معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟



1. هر که پیش آمد خوش آمد

2. به روش جستوجوی ترتیبی در لیست سیاه

3. ده بیست سی چهل

4. به قول مادر بزرگ پسر بچه نفهم دختر مثل پارچه می مونه هر روز يه مدل بهترش میاد وایمیستن بهترش بیاد


منبع : سایت لطیفه‌های ایرانی‌


به هم نخندیم, با هم بخندیم, یادمون نره که مرد و زن در کنار هم به کمال می رسند.

به دنبال توام منزل به منزل ... پريشان ميروم ساحل به ساحل

به دنبال توام منزل به منزل پريشان ميروم ساحل به ساحل به خوابت ديده ام رويا به رويابه يادت بوده ام فردا به فرداپس از تو روح سرگردان موجم...هنوزم تشنه ام دريا به درياتو را تنهاي تنها ميشناسم تو را هر جاي دنيا ميشناسم

 

به دنبال توام منزل به منزل پريشان ميروم ساحل به ساحل به خوابت ديده ام رويا به رويابه يادت بوده ام فردا به فردا

 

در به در دربه در تو بي تو و هم سفر توهر چه گفتم تا به امروز از تصدق سر تواز همين روز تا به فردا حتي تا آخر دنياهر چه هستم يا که باشم از تو ام تنهاي تنهاخاکم و خاک در تو سايه ي پشت سر توهمه ي زندگي من يک غزل از دفتر تو

 

به دنبال توام منزل به منزل پريشان ميروم ساحل به ساحل به خوابت ديده ام رويا به رويابه يادت بوده ام فردا به فرداپس از تو روح سرگردان موجم هنوزم تشنه ام دريا به درياتو را تنهاي تنها ميشناسم تو را هر جاي دنيا ميشناسم

 

به دنبال توام منزل به منزل پريشان ميروم ساحل به ساحل به خوابت ديده ام رويا به رويابه يادت بوده ام فردا به فردا

 



هیچکس آنقدر فقیر نیست که نتواند به کسی لبخند ببخشد و هیچکس آنقدر ثروتمند نیستکه به لبخند دیگران نیازی نداشته باشد

روزی که بیایی زمان را به پیشوازت قربانی خواهم کرد روزی که بیایی جمله های ناتمامم را به عشق فرشته بودنت نثار تو می کنم روزی که بیایی تنها ترین واژه غریب دلم را با تو آواز می خوانم روزی که بیایی دوست داشتن را برایت انشا می گویم روزی که بیایی باز هم مثل همیشه دوستت خواهم داشت تو را به حافظه ی بلند مدت نخواهم سپرد چرا که آنجا خواهی پوسید و تنها یک خاطره خواهی شد

من که فکر می کنم همه زندگیم بسته به یک نگاه توست که به یک گوشه چشمی از تو که با یک تبسم ناز آلودت گذران عمر خواهم کردم من که فکر می کنم که همه عشق مرا دستهای مهربانت و دل آبی دریایی تو مال خود کرده و من چشم امید بسته ام به فردایی که با تو تولد خورشید را ببینم و مرگش را نیز هنگامه غروب تو چه فکر میکنی؟ کاش افکار تو هم جنس اندیشه ناب من باشد کاش همجنس دلم باشد کاش همراه شوی با من و این فکر قشنگ و من این روزها مدام فکر می کنم تو به چه فکر می کنی

انگور غش نکرده به مشروب نمی رسد

شنیدی مرا از کسی که او هم از کسی شنید؟ چه می داند از من آنکه تو را ندید؟ دریا پُر از دست است آرام ندارد ... مست است با موجی که دست روی ساحل می کند بلند همدست است حرفی نزن که آتش بگیرد چوب کبریتی که اگر لبی فاش می کرد اینهمه ای ...کاش نمی کرد در قوطی درباره ی دل ِسردی که ای کاش داشتم اینهمه خالی نبند هر که رفت از پیش ِمن کرد آتشی در دل بلند آنچه برمی خیزد از این شعله دیگر دود نیست از دیدِ من ... صرفِ نظر ... مردود نیست دارد نظر به من آنکه چشم می پوشد همانطوری که حالا در باتلاق مترو می روم فرو از پله های خانه اش دارد زنی می رود بالا ... که نمی داند صبر را کمین ِببر نیافرید در قله حبسِ نفس سینه آفرید مثل بروسی کهنه در جامسواکی که صاحبش سالها پیش از خانه رفته باشد و بعد ازدواج کرده باشد و حالا دختری رسیده داشته باشد دندان های کثیقی دارم که منتظرند

دوستت دارم را من دلاویزترین شعر جهان یافته ام/این گل سرخ من است/دامنی پرکن ازاین گل که دهی هدیه به خلق/که بری خانه دشمن، کنی افشان بر دوست/راز خوشبختی هرکس به پراکندن اوست

هرگز نمی توانی یک مشت اب را در دستت بفشاری ولی اگر به ارامی دستت
رادر آب رها کنی می بینی که با تمام وجود آب را حس می کنی

زنده با د مردن در راه آزادیه میهن.... ایران دوستت دارم تا آخرین قتریه خون در رگهایم. . هیچکس نمیتواند تو را از وجودم جدا سازد. مگر مرا به خاکت بسپارند که باز هم خوشحالم چون در خاکی دفن میشوم که در آن زاده شدم ایرانم..........هرگز از یادم نرفتی هموطن.عاشقانه دوستت دارم وطن

خدایا!
من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری؛
من چون تویی دارم و تو چون خود نداری.

شنیده ام جایی هست جایی دور که هر وقت از فراموشی خوابها دلت گرفت می توانی تمام ترانه های دختران گل فروش را به یاد آوری می توانی بی اشاره اسمی بروی به باران بگویی دوستت دارم من چمدانم را برداشته ام دارم می روم تمام واژه را برای باد باقی گذاشته ام تمام باران ها را به پیاله شکسته ای بخشیده ام دارم می روم نگاهم کن