من که فکر می کنم همه زندگیم بسته به یک نگاه توست که به یک گوشه چشمی از تو که با یک تبسم ناز آلودت گذران عمر خواهم کردم من که فکر می کنم که همه عشق مرا دستهای مهربانت و دل آبی دریایی تو مال خود کرده و من چشم امید بسته ام به فردایی که با تو تولد خورشید را ببینم و مرگش را نیز هنگامه غروب تو چه فکر میکنی؟ کاش افکار تو هم جنس اندیشه ناب من باشد کاش همجنس دلم باشد کاش همراه شوی با من و این فکر قشنگ و من این روزها مدام فکر می کنم تو به چه فکر می کنی
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 20:56 توسط روح الدین خ
|
