باید طاق نیلوفرین آرزو ها را به بلندای بی نهایت رساند . باید به دنبال پیچک های امید و آرزو بود

چه باید سختی وقتی همه آرزوم پروازه

:(

 نگران من نباش صدات تو گوشم میمونه ، وقتی نیستی تو شبام برام لا لایی میخونه

مردی گلدون می فروخت
زنی نزدیک شد و گلدوناشو نگاه کرد-بعضی ها ساده بودن و بعضی ها هم طرح های ظریفی داشتن
زن قیمت گلدون هارو پرسید
مرد جواب داد که قیمت همه اونا یکیه
زن پرسید: چرا برای گلدونایی که وقت و زحمت بیشتری بردن همون پول گلدونای ساده رو میگیری؟؟؟
مرد گفت : قیمت گلدونی که ساختم میگیرم.زیبایی رایگان است.

روزی گاندی در حین سوار شدن به قطار یک لنگه کفشش در آمد و روی خط آهن افتاد.او به خاطر حرکت قطار نتوانست پیاده شده و آن را بردارد.در همان لحظه گاندی با خونسردی لنگه دیگر گفشش را از پای در آورد و آن را در مقابل دیدگان حیرت زده ی اطرافیان طوری به عقب پرتاپ کرد که نزدیک لنگه کفش قبلی افتاد. یکی از همسفرانش علت این کار را پرسید.گاندی خندید و در جواب گفت: مرد بینوائی که لنگه کفش قبلی را پیدا کند٬ حالا می تواند لنگه ی دیگر آن را نیز برداشته و از آن استفاده نماید

 همه ما توی زندگيمون روزها و شبهايی داشتيم که لحظاتی به همراه داشتن که بعد از گذشت يه مدتی واسمون جز خاطرات قشنگ چيزی باقی نمی ذاره. يادگاری هايی که توی اين شبهای سرد،يه گرمی و نيروی عجيب توی وجودمون روشن می کنن، خاطرات قشنگی که بعد از مدتی مثل يه زخم کهنه با ديدن يه جايی،يه کسی،يه چيزی ياد آدم ميادو دل آدمو می گيره،اونقدر دلتو کوچيک می کنه که دلت می خواد بشينی يه گوشه و زار زار گريه کنی...نمی دونم بايد از اينکه بالاخره يه روزی می رسه که همين روزها هم باعث دلگيری و غصه دار شدن می شه بترسم يانه؟ روزی می رسه که ديدن همين در و ديوار هم دل ادمو می کوبونه.يه روزی چه خاطراتی داشتيم ... چه آرزوهايی و چه روياهايی...خيلی دل تنگم...