من گمان مي کردم
-----

من گمان مي کردم
دوستي همچون سروي سرسبز
...چارفصلش همه آراستگي ست

من چه مي دانستم
هيبت باد زمستاني هست
من چه مي دانستم
سبزه مي پژمرد از بي آبي
سبزه يخ مي زند از سردي دي

من چه مي دانستم
دل هر کس دل نيست
قلبها همه از آهن و سنگ
قلبها بي خبر از عاطفه اند

-----

نام شاعر : حميد مصدق


*بردیا*
ادامه ...