صدایت میزنم آرام ٬ بی دلیل...!برگرد و از سر شانه ات نگاهم کن !قرارمان یادت هست ؟بیقراری هایمان چی ؟؟؟قرارمان این نبود...بیقراری هایمان هم...بی تاب یک نگاه و یک تبسم گذرا ....!!و سر انگشتی که به من نشانی از راه دهدراهم کج کوره راهیست هرچه میروم به هرسوبن بست کوچه ایست بر که میگردم راه پر پیچ و خم است نمیرسم بتو صدایم کن...صدایم کن از خم کوچه ائی آشنابه صدای آشنایت نا آشناترین شده ام و به نگاه غریبانه ات غریبه ترین رهگذر ...!!